جستجوی اهميت و بزرگی امری همهگير است و اغلب درست درک نشده است. به يک رودخانۀ پرخروش میماند که ما را با خود می برد و اغلب متوجه هم نمی شويم. باعث میشود به ديگران حسادت کنيم و ما را به مقايسۀ خود با ديگران رهنمون می کند، به اين اميد که ثابت کنيم از ديگران بهتريم. ما را بر آن می دارد که خود را به افراد مشهور نزديک کنيم، چون باور داريم که نزديکی به آنان، به ما در يافتن اهميت و بزرگی کمک می کند. می تواند باعث شود ساعات طولانی کار کنيم که بتوانيم چيزهای لوکس بخريم، به اين اميد که به ديگران ثابت کنيم موفق هستيم. اما حقيقت اين است که هيچ کدام از اين چيزها به ما ارزش نمی بخشند. برای اين چنين اطمينایی، ما بايد به عيسای مسيح نگاه کنيم.
کتابمقدس به ما تعليم میدهد که به صورت خدا آفريده شدهايم، بنابراين جستجوی ما برای اهميت و بزرگی فقط زمانی نتيجه خواهد داد که از طريق مسيح، در يک رابطۀ شخصی با خدا باشيم. گناه باعث کجفهمی ما از آنچه که اهميت و بزرگی است، شده. به اشتباه، گمان میکنيم دستاوردها و عناوينی که به ما داده میشوند، اشتياق ما برای اهميت و بزرگی را اقناع میکند. وقتی اجازه میدهيم افکار ديگران در مورد ما، ارزشمان را تعيين کند، دروغ شيطان را باور کردهايم. شايد حتی سعی کرده باشيم عطشمان برای مهم جلوه کردن را با نشان دادن زيبايیها و توانايیهای فيزيکیمان نشان بدهيم. در صليب عيساست که پی میبريم خداوند چقدر به ما ارزش داده است. شما هرگز نمیدانيد ارزش يک چيز چقدر است، تا زمانی که متوجه شويد ديگران چه مبلغی برای آن میپردازند. من يک فرش زيبای ايرانی در خانهام دارم، اما نمیدانم ارزش آن چقدر است و اگر بخواهم متوجه شوم، بايد آن را به يک فرشفروشی ببرم و ببينم چقدر برايش خواهند پرداخت. به همين طريق، شما فقط زمانی پی به ارزشتان خواهيد برد که درک کنيد خداوند چقدر میخواهد برای رستگاری شما بپردازد. قيمت بسيار بالا بود! به قيمت قربانی کردن تنها پسرش. جستجوی شما برای اهميت و بزرگی بايد شما را به سوی صليب ببرد و اجازه دهيد که او با محبت خود شما را آزاد کند. اين مقالات را با دعا و دقت بخوانيد. اجازه بدهيد خدا آن جاهای اشتباهی را که برای يافتن اهميت و بزرگی جستجو کردهايد به شما نشان دهد و از آنها توبه کنيد. خدايی که شما را آفريد و شما را محبت میکند، بپذيريد. اين همان جايی است متوجه خواهيد شد که هستيد و اهميت و بزرگی شما از کجاست.
سوالی تکاندهنده
«شما چرا خدمت میکنيد؟» اين سوال توجه مرا جلب کرد. البته من بر اين باور بودم که به اين علت خدمت میکنم که از سوی خدا دعوت شدهام؛ اما اين سوال را نمیتوان با چنين پاسخ سادهای کنار گذاشت. شخصی که سوال میکرد، موضوع را عميقتر شکافت و پرسيد: «انگيزهتان از خدمت چيست و میخواهيد از طريق آن به چه چيز برسيد؟» سپس هدف اصلی سوال را مطرح کرد: «آيا از خدمت به عنوان وسيله ای برای احساس بزرگی و اهميت استفاده میکنيد؟» از اين نکته تکان خوردم! هرگز فکر نکرده بودم که چنين چيزی امکان دارد.
نياز ما به احساس اهميت
هدف اين مقاله اين است که به شما کمک کند تا درک کنيد که چگونه در جستجوی احساسِ اهميت و بزرگی هستيد و خدا چگونه میخواهد اين نياز عميق قلبتان را برآورده سازد تا مسيح را بهتر در اين جهان خدمت کنيد. آنچه مرا برانگيخت تا نتيجۀ تحقيقاتم را برای شما بنويسم، مواردی است که در زندگی بسياری از برادران و خواهران همسنگرم ديدهام. مسئله اينجاست که تا دقيقا ندانيم که دعوت خدا برای زندگی ما چيست، و تا واقعبينانه انگيزههای جسمانی خود را از خدمت نبينيم، همواره شاهد خادمينی خستهخاطر و نوميد خواهيم بود که دائما با يکديگر رقابت میکنند. همواره شاهد اين خواهيم بود که برگزيدگان خدا همسنگران خود را مورد حمله قرار میدهند، بدون اينکه تشخيص دهند در پس عملشان چه عللی وجود دارد.
خصوصيات دعوت الاهي
وقتی میگوييم «خدا ما را به خدمت خوانده است»، منظورمان چيست؟ خدا ما را فرا میخواند تا به واسطۀ عيسای مسيح با او ارتباط داشته باشيم، و از طريق اين ارتباط، هدايت او به خدمت به خصوصی جاری می شود (افسسيان ۲: ۱۰) و ما را به سوی وظايفی خاص رهنمون میکند و به وسيلۀ روحالقدس برای آن مجهز میسازد (اول قرنتيان ۱۲: ۲-۶). او اغلب از کسانی دعوت میکند که قدرت خود را برای انجام خواست او کاملا نا کافی میبينند. بنابراين، از ما میخواهد تا معيارهای او را برای موفقيت بپذيريم. معيارهای خدا به گونهای بنيادين با معيارهای اين جهان تفاوت دارد. آنچه او میطلبد، تقدس و وفاداری و روحيۀ خدمت است. معيار حياتی ديگر اين است که دعوت به خدمت دو بخش دارد. بخش اول آن هدايت درونی است که خادم خداوند در درون احساس میکند؛ بخش ديگر، تاييد آن دعوت از سویبدن مسيح يعنی کليساست. در چنين شرايطي، انگيزه به روشنی اين است که از طريق اطاعت از کلام مسيح و پيروی از روشهايش، باعث جلال او گرديم.
انگيزههای پنهان
اکنون که به اتفاق هم میکوشيم انگيزههای خودمان را از خدمت درک کنيم، میخواهم شما را با روشی آشنا کنم که شايد برایتان تازگی داشته باشد و به کمک اين روش میتوانيم کشف کنيم که چرا در خدمت هستيم. دعوت به خدمت از جانب خداست؛ اين بدين معناست که او پيشاپيشِ ماست و ما را به سوی خود و هدفش برایما هدايت میکند. اما گاه به جای اينکه «دعوت شده باشيم»، شايد به سوی خدمت «کشيده شدهايم»، يعنی«به جای دعوت اصيل الاهي، به وسيلۀ انگيزههايی گناهآلود يا جسمانی به سوی خدمت سوق داده می شويم.» در طول بيش از سی سال خدمت شباني، چهار نيرو را تشخيص دادهام که شخص را به سوی خدمت «میکشند»؛ اين نيروها، بالقوه قادرند دعوت خدا را در زندگی و قلبمان ويران سازند.
روحيۀ رقابت
يوحنای رسول روحيۀ رقابت را در شخصی به نام ديوترفيس تشخيص داد. در سوم يوحنا ۸، او میفرمايد: «به کليسا چيزی نوشتم لکن ديوترفيس که سرداریبر ايشان را دوست میدارد، ما را قبول نمیکند.» سپس در آيات بعدی، اشاره می کند که اين شخص غيبت میکند و آنانیرا که با او همنظر نيستند به مشارکت نمیپذيرد و مخالفان خود را از کليسا بيرون می کند. ريشۀ رقابت در اين است که درک نکردهايم که اهميت خود را چگونه بايد در خدا و در خدمتی که ما را به آن فرا خوانده است، بيابيم. خدا نمیخواهد به ديگران نگاه کنيم و با مقايسۀ خود با آنان، به قضاوت در مورد هويت خود بنشينيم. در يوحنا ۲۱: ۲۱-۲۲، پطرس از عيسی پرسيد: «ای خداوند، و او چه شود؟» عيسی در پاسخ فرمود: «تو از عقب من بيا!» هميشه کسی خواهد بود که از من و شما موفقتر باشد و اگر قرار باشد خود را با او مقايسه کنيم، دچار حسادت و نفرت خواهيم شد. يک نشانۀ واقعی اينکه از سوی خدا دعوت شدهايم و دعوت او را پيروی میکنيم اين است که از موفقيت ديگران و از اينکه برای ملکوت خدا ميوه می آورند، شاد شويم. در جستجوی خود برای احساس اهميت، از خدا بخواهيد که هر نوع روحيۀ رقابت را از وجودتان بزدايد. به جای احساس نفرت و کينه از موفقيت ديگران، بکوشيد از ايشان درس بياموزيد. با خادمانیکه مورد برکت خدا هستند ملاقات کنيد و علت موفقيت آنان را کشف نماييد.
روحيۀ انتقاد
انتقاد راه گناهآلود ديگری است برای بزرگ ساختن خويش و احساس اهميت. من پی بردهام که آنانی که بيش از ديگران انتقاد می کنند، معمولا بيش از ديگران احساس ناامنی درونی میکنند. آنان هنوز پی نبردهاند که کلام خدا دربارۀ ايشان چه میگويد، لذا برای احساس اهميت و بزرگی به روشهای گناهآلود متوسل می شوند. پولس رسول شديدا ما را از انتقاد بر حذر میدارد. میفرمايد: «هيچ سخن بد از دهان شما بيرون نيايد، بلکه آنچه به حسب حاجت و برای بنا نيکو باشد تا شنوندگان را فيض رساند» (افسسيان ۴: ۲۹). ما در مقام خادمان خداوند دعوت شدهايم تا آنانی را که در گناه زندگی میکنند توبيخ کنيم، اما بگذاريد توصيۀ اين رسول بزرگ به تيموتائوس را پيروی کنيم که می فرمايد خادمِ خدا بايد «با حلم مخالفين را تاديب نمايد که شايد خدا ايشان را توبه بخشد تا راستی را بشناسند» (دوم تيموتائوس ۲: ۲۵). انتقاد و عيب جويی ناشیاست از احساس عدم امنيت ما، اما تاديب و نصيحتِ پر مهر همراه است با اشکهای محبت برای خدا و گلهاش. در جستجوی خود برای اهميت واقعی و الاهي، از خدا بخواهيد تا روحيۀ انتقاد را از شما بردارد و آن را با روحيۀ مهربان و پذيرا جايگزين سازد. خدا ما را در مسيح پذيرفته است؛ و برای اينکه نشان دهيم که عيسی را میشناسيم، کدام راه بهتر از اينکه ما نيز ديگران را بپذيريم؟
روحيۀ جاهطلبي
جاه طلبی راه گناهآلود ديگری است برای دستيابی به احساس بزرگی و اهميت. آنانی که دچار اين بلا هستند، نياز دارند ديگران را تحت تاثير موفقيتهای خود قرار دهند و هر چه بيشتر دربارۀ خود سخن بگويند. اينچنين افرادی خيلی علاقه دارند که حتما افتخار کارها نصيب خودشان شوند و نسبت به عناوين و احتراماتی که شايستۀ خود می دانند، بسيار حساساند. ايشان بيشتر به تاييد و تکريم مردم علاقهمندند تا تاييد خدا. پولس رسول درک خود را از اين امر چنين ابراز میدارد: «طالب رضامندی مردم نيستيم، بلکه رضامندی خدايی که دلهایمان را می آزمايد» (اول تسالونيکيان ۲: ۴). عيسی نيز دربارۀ جاهطلبی و خود بزرگبينی هشدار داد و فرمود: «هر که خود را بلند کند پست گردد، و هر که خود را فروتن سازد سرافراز گردد» (متی۲۳: ۱۲). فروتنی در کسانی ديده می شود که راه خدا را برای دستيابی به بزرگی و اهميت کشف کردهاند. در جستجوی خود برای تکريم واقعی و الاهي، از خدا بخواهيد که هر نوع جاهطلبی را از قلبتان بزدايد. بهترين راه برای انجام اين کار، اين است که طرز فکر مسيح را از فيليپيان ۲: ۵-۱۱ بخوانيد. آزادی کامل زمانی حاصل می گردد که خشنودی خدا را بيش از هر چيز ديگری طالب باشيد.
روحيۀ ستيزهجویی
شخصی که روحيۀ ستيزهجويی دارد، معمولا اغلب در حال منازعه است، زيرا زمانی احساس ارزش و بزرگی می کند که همه چيز تحت کنترلش باشد. واکنشش در مقابل کسانی که با او مخالفند، اين است که آنان را دشمن خود بپندارد. ممکن است به اين موضوع نيز حالتی روحانی ببخشد و بگويد که آنانیکه رياست و رهبری او را نمی پذيرند از شيطانند. خدمت او همواره آکنده است از مشکلات در روابط زيرا برای کار کردن با چنين شخصی فقط يک راه وجود دارد و آن اين است که هميشه حق را به او بدهند و کنترلِ همه چيز را به او بسپارند. واقعيت تلخ اين است که آن احترامی که اين شخص آرزو می کند، هرگز تحقق نمی يابد، زيرا هر چه بيشتر مبارزه می کند، ديگران بيشتر از او دور می شوند. اما پندِ پولس چقدر متفاوت است که میفرمايد: «اگر ممکن است، به قدر قوۀ خود با جميع خلق به صلح بکوشيد. ای محبوبان، انتقام خود را مکشيد... مغلوب بدی مشو بلکه بدی را به نيکويی مغلوب ساز» (روميان ۱۲: ۱۸-۲۱). شخص ستيزهجو حس اهميت و بزرگی را در راههای نادرست می جويد زيرا می پندارد که با حفظ کنترل بر ديگران، احترام ايشان را به دست می آورد، حال آنکه آن را از دست می دهد. در جستجو برای حس اهميت و بزرگی واقعی، آيا مايليد نيروی خود را در تسليم و فروتنی در مقابل مسيح بيابيد؟ در اين صورت، روحيۀ خدمتگزاری و اين اعتماد درونی را خواهيد يافت که متعلق به اوييد.
#نداگر
شبان، معلم ، مدیر سازمان تعلیم، و بنیانگذار مجله شبان است ...